رضا پهلوی، کسی که همه او را با نام پدرش می شناسند، حتی لفظ شاهزاده هم که همراهان وی به کار می برند، چیزی نیست جز انتصاب وی به شاه. اگر به این شخص به عنوان یک فرد ایرانی بنگریم، کسی است که در کودکی با افرادی دست چین شده درس خوانده، پرستار خارجی داشته و از محیط کاخهای شاه با دیوارهای بلند مگر برای ابراز تفقد به رعایا پای بیرون نگذاشته است. در جوانی و با انقلاب ایران به خارج رفته و دور دیگری از فاصله با جامعه ایران را تجربه کرده است، تا آنجا که گفته می شود، مدرکی به صورت مکاتبه ای اخذ کرده و اکنون با ثروتی که از ناحیه همان پدر به وی رسیده، دفتری راه انداخته و نه شغل مشخصی دارد، نه محقق است، نه مقاله سیاسی و علمی در روزنامه های سنگین وزن نوشته، نه کتابی دارد، نه لیدر سیاسی است و نه چیز دیگر، او همان شاهزاده است! ولی شاهزاده هم نیست!
رضا پهلوی که هیچگاه شکنجه های رژیم پدرش، حبس آزادی خواهان، اعدام مخالفان و اختناق سیاسی آن زمان را نه پذیرفته، نه محکوم کرده و نه درباره آنها صحبتی می کند مگر توجیهی در این حد که شاه نباید همه امور را در دست خود می گرفت!! می داند که اگر خود را به آن شاه متصل کند، با توجه به انقلاب مردم ایران که جای هیچ شک و شبهه ای در مخالفت با شاه ندارد، کمی تا اندکی! دچار مشکل می شود، باید مردم در تشخیص ظلم شاه، دادن شهدا و سالها زندانی شدن آزادی خواهان اشتباه کرده باشند و حالا بگویند، ما پشیمانیم و همان شاه را می خواهم که نمی شود از طرف دیگر اگر هم خود را به شاه وصل نکند که هویتی ندارد! از همین روست که به اصطلاح طرفداران وی می گویند از قول او که اگر شاهزاده هم نگویید اشکالی ندارد!! اما مرتب از همین لفظ برای وی که هر از گاهی شور سیاسی و بازگشت به قدرت و پدر ملت شدن او را می گیرد، استفاده می کنند.
باید پرسید: آقای رضا پهلوی، شما جز انتصاب به شاهی که مردم به زور او را بیرون کردند، کسی که حتی مثل مبارک مصری حاضر نشد تا آخرین لحظه حیات از سمت خود دست بکشد و مخالفانش را کمونیست و خارجی می نامید، چه دارید؟ اگر لفظ شاهزاده را در مورد شما به کار نبرند، چگونه و با چه چیزی شناخته می شوید؟
در نهایت، رژیم های سلطنتی در دنیا منسوخ شده و آنچه به زور و باری به هر جهت تاریخی در چند کشور باقی مانده است چیزی جز خانواده هایی پر زرق و برق و بی مصرف و پرهزینه هیچ چیز برای ملت خود نداشته اند، چه سودی دارد که مردم ایران آن هم با سابقه آن انقلاب بخواهند دوباره سلطنت را احیا کنند تا شما هم بیایید و بر تخت بنشینید و دلتان خوش باشد که پدر ملت هستید، با کدام سواد؟ با کدام ایده با کدام فایده؟ شما که مدتیست شبکه اجتماعی بالاترین را مورد بمباران اعلامیه دادن های خود قرار داده اید، چه امیدی بسته اید؟ امید که نام شاه، شاهی که مخلوع شد، فردی چون شما را بر صدر بنشاند؟ آیا با همین روش، نوادگان احمدشاه قاجار و نادرشاه و شاه عباس و هر آنچه شاه داشتیم، حق ندارند اعلامیه پراکنی کرده و حق خود را طلب کنند که پدران ما هم زمانی شاه بودند ولی شاهی را از چنگشان درآوردند، در اینجا سلسله قاجار که زمان بسیار طولانی تری را در ایران حکومت کرده است، چرا آنها ادعای پدری ملت را نکنند؟ مگر پدر بزرگ شما به زور سلطنت را از چنگ احمد شاه درنیاورد؟
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen